تبليغاتX
مرگ بهتر است یا زندگی؟

مرگ بهتر است یا زندگی؟


مهم نيست ريشه آدم تو چه خاکي باشه...مهم اينه کرم خورده نباشه!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت   توسط Ehi  | 


چقدر خوبه روزای بارونی
معلوم نمیشه منتظر تاکسی هستی یا آواره خیابون هایی
بخار دهنته یا دود سیگار

روی گونه هات اشکه یا دونه های بارون...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت   توسط Ehi  | 


اشتباه من این بود
هر جا رنجیدم
لبخند زدم ....
فکر کردند درد ندارد
سنگین تر زدند ضربه ها را !

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 

عشق ازدواج

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟

 

 استاد در جواب گفت: به گندومزار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟

 

 شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

 

 استاد پرسید: چه آوردی؟

 

 و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!

 هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندمزار رفتم.

 

 استاد گفت : عشق یعنی همین!

 

 شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟

 

 استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!

 

 شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

 

 استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.

 

 استاد باز گفت: ازدواج یعنی همین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


تکرار يک اشتباه
برای بار دوم
ديگر اشتباه نيست ...
انتخاب است ...!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


آدم خیلی حقیره
بازيچه ي تقدیره
پل بین دو مرگه
مرگی که ناگزيره
حتی خود تولد آغاز راه مرگه
حدیث عمر و آدم حدیث باد و برگه
آغاز یک سفر بود وقتی نفس کشیدیم
با هر نفس هزار بار به سوی مرگ دويدیم
تو این قمار کوتاه نبُرده هستی باختیم
تا خنده رو ببینیم از گريه آینه ساختیم
فرصت همین امروزه برای عاشق بودن
فردا می پرسیم از هم غريبه ای یا دشمن
ای آشنای امروز عشق منو باور کن
فردا غريبه هستی امروز و با من سر کن
تولد هر قصه یه جادهء کوتاهه
اول و آخر مرگه بودن میون راهه
اگر چه عاجزانه تسلیم سر نوشتیم
با هم بیا بمیریم شاید یه روز برگشتیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


نتیجه زندگی ، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه
قلبهایی است که جذب میکنیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


خدا را آن گوشه دیدم می گریست من هم گریستم هردو یک درد داشتیم, ادم ها ! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


من همیشه از زنگهای ناغافل تلفن ترسیده ام
در عبور این همه زمستان زمهریر
حتی یک خبر از بیداری باغ
تولد تابستان به من نرسید
غزال پا در گریز گریه ها
پَر
بامداد نخستین آخرین
پَر
اما کلاغ سیاه شب
از بام ما پر نمی زند

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


خدایا تو شاهدی که من داشتم فراموشش می‌‌کردم....

چه حکمتی بود که دوباره پیداش شد ولی‌ این دفعه تنها نبود؟

یعنی‌ حسّ کردی هنوز برای احساسم خوب مجازات نشدم؟....

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 

کاش


ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای …

من خودم هم عاشق بودم، دردت را درک می کردم!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 

بی ریا


در دشمنی دورنگی نیست ، کاش دوستانم هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 

گرگ و ميش

در ایام صدارت میرزاتقی خان امیرکبیر روزی احتشام الدوله (خانلر میرزا) عموی ناصرالدین شاه که والی بروجرد بود به تهران آمد و به حضور میرزاتقی خان رسید.

 

امیر از احتشام الدوله پرسید: خانلر میرزا وضع بروجرد چطور است؟

حاکم لرستان جواب داد: قربان اوضاع به قدری امن و امان است که گرگ و میش از یک جوی آب میخورند!

 

امیر برآشفت و گفت: من میخواهم مملکتی که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان باشد که گرگی وجود نداشته باشد که درکنار میش آب بخورد. تو میگویی گرگ و میش از یک جوی آب میخورند؟

 

خانلر میرزا که در قبال این منطق امیرکبیر جوابی نداشت بدهد سرش را پائین انداخت و چیزی نگفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


آ دم هاي ساده را دوست دارم .


بوي ناب “ آدم” مي دهند ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  | 


فهمیده‌ام 
که نفرت هم مثل دیگر احساسات، مثل عشق قیمت دارد؛ تنفّر را هم نباید خرج هر کسی 
کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت   توسط Ehi  |